|
کوچه
امروز از آن کوچه ی خلوت گذر کردم .
هنوز بوی تو را میدهد .
یاد آن روزهای خوش بخیر ،
من ، تو ، کوچه ، محله ی قدیمی ، دوستان دوران کودکی و ...
افسوس !!!
چه زود گذشت .
بعد از رفتن تو دیگر آن کوچه صفا نداشت ،
بازیهای ما رنگ مهر و وفا نداشت ،
بعد از رفتن تو من ماندم و کوچه
کوچه ای که فقط یاد تو را داشت و نه تو را !
روز رفتنت یادم هست
پشت دیوار گریه کردم و گفتم به امید دیدار .
آن موقع امید دیدار داشتم
ولی حالا .... هیچ ندارم !!!
فقط یاد تو را دارم و بس .
فکر می کنی همین کافیست ؟ فقط یک یاد ؟
...
کاش دوباره می آمدی ...
اشکهایم را پاک می کردی و می گفتی :
انتظار به سر رسید ،
امید دیدار فقط یک امید نبود به آرزویت رسیدی
... کاش می آمدی ...
ولی تو هیچ وقت بر نمیگردی ،
می دانم .
  
با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده
ای که دلتنگی غربت منو از یاد تو برده
هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره
گل به گل گوشه به گوشه تو رو یاد من میاره
با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی
بی وداع و بی تفاوت سرد و بی صدا گذشتی
به گذشته بر می گردم به سراغ خاطراتم
تازه می شود دوباره از تو یاد خاطراتم
به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن
هر کجا باشی و باشم به تو برمی گردم حتما
این تویی همیشه ی من توی آیینه ی تقدیر
با همه شکستم از تو نیستم از دست تو دلگیر
با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی
بی وداع و بی تفاوت سرد و بی صدا گذشتی
  
|